سایت جـامع آستـان وصـال شامل بـخش های شعر , روایت تـاریخی , آمـوزش مداحی , کتـاب , شعـر و مقـتل , آمـوزش قرآن شهید و شهادت , نرم افزارهای مذهبی , رسانه صوتی و تصویری , احادیث , منویـات بزرگان...

مدح و مناجات با امام حسن مجتبی علیه‌السلام

شاعر : قاسم صرافان
نوع شعر : مدح و مرثیه
وزن شعر : مستفعلن مستفعلن مستفعلن فع
قالب شعر : غزل مثنوی

پیچیده در این کوچه‌ها، عطر عبایت            هـمـراه با نـجـوای زیـبـای دعـایـت

می‌زد به پـايت بوسه، لب‌های مدينه            ای خوش به حال نيمه‌شب‌های مدينه


در دست‌هايت، ياکريمان لانه دارند            وقت قـنـوتت، قـدسيان پيـمانه دارند

دیدم هوای چـشم‌هـایت کـوثـری بود            بر شانه‌ات، شال شکوه حیدری بود

عطرت، دل از من برده بود و می‌نوشتم:            سـرمـسـت آقـای جــوانـان بـهـشـتـم

ميخانۀ خاکی، غبارش هم شراب است            الطاف صحن خاکی‌ات هم بی‌حساب است

این مثنـوی، تا یاد سردار جمل کرد            روح‌القدس، گویی هوای یک غزل کرد

دل، بی‌قرار از شوق ذکر «یاحسن» شد            یادِ قـرارم با تـو، از روز ازل کـرد

من در زمان، آوارۀ آن لحـظه هستم            آن دم که دستان تو، قاسم را بغل کرد

آری! چنان شیرین در آغوشش کشیدی            تا بی‌تو بودن، مرگ را پیشش عسل کرد

پای تو، دوش مصطفی را عرش کرده            جـبریل، بالش را برایت فرش کرده

پای پـیـاده، کـعـبـه می‌آید به سـویت            لب‌های زمـزم، تـشـنۀ آب وضویت

ای یـاکـریـمـان جَـلـد بـام خـانـۀ تو!            مثل عـلی، جای یـتـیـمـان، شـانۀ تو

روح تو را از نـور زهـرا آفـريـدنـد            از اسـم تـو، اسـمـاء حـسـنـا آفريدند

نام حـسـن، يـعـنی تـمـام حُـسن دنـيا            این مـا و این دسـت کـريـم آل طاها

نقد و بررسی